آکادمی تحصیلی رادیان آکادمی تحصیلی رادیان
ورود مشاوران ورود / ثبت‌نام
ابزارها مقالات آموزشی درباره ما ارتباط با ما
ورود مشاوران ورود / ثبت‌نام دانش‌آموز
← بازگشت به مقالات
تاثیر باور های ما بر سرنوشتمان

تاثیر باور های ما بر سرنوشتمان

اکثر مردم باور را نوعی اعتقاد به حساب می‌آورند در حالی که باور نوعی احساس اطمینان نسبت به یک امر یا شئ است. اگر بگویید معتقدید آدم باهوشی هستید منظور واقعی‌تان این است که: من مطمئنم که فرد باهوشی هستم. این حس اطمینان باعث می‌شود که از منابع تحت اختیار به گونه‌ای استفاده کنید که نتایج هوشمندانه‌ای به دنبال داشته باشند.

معجزه باور ها

اکثر مردم باور را نوعی اعتقاد به حساب می‌آورند در حالی که باور نوعی احساس اطمینان نسبت به یک امر یا شئ است. اگر بگویید معتقدید آدم باهوشی هستید منظور واقعی‌تان این است که: من مطمئنم که فرد باهوشی هستم. این حس اطمینان باعث می‌شود که از منابع تحت اختیار به گونه‌ای استفاده کنید که نتایج هوشمندانه‌ای به دنبال داشته باشند.
یکی از روش های ساده درک باور، شناخت اصل و پایه آن یعنی نظریه است. ممکن است به نظرات مختلفی بیندیشید ولی به آنها معتقد نباشید. فرض کنید نظرتان این است که چه فردی باهوش هستید. لحظه از خواندن دست بکشید و بگویید: «من باهوش هستم». اینکه این جمله شما یک نظریه است یا یک باور، بستگی دارد به میزان حس اطمینانی که نسبت به آن دارید.
آنتونی رابینز می‌گوید: «وقایع به زندگی ما شکل نمی‌دهند بلکه باورها و نحوه تفسیر ما از وقایع است که زندگی‌مان را می‌سازد.» کسب تراز نامطلوب در آزمون‌های آزمایشی، تاثیری در زندگی شما نخواهد داشت. بلکه نوع نگاه شما به این نتیجه است که می‌تواند تعیین کننده باشد. شما می‌توانید این نتیجه را به منظور دریافت نقاط ضعف خود تحلیل کنید و یا به شکل نا‌امیدانه ای به کارنامه‌تان خیره شوید.
باورها موجب می‌شونـد زنـدگی مملو از خوشبـختی و سعادت داشتـه باشیم و یا ایام را در ناراحتی و بدبختی بگذرانیم. باورها موجب می شوند افرادی قهرمان شوند و افرادی دیگر سر خورده و ناکام.
ممکن است چندین بار در زندگی‌تان تلاش‌هایی کرده‌اید که با شکست مواجه شده‌اند و در نتیجه بر اساس آن‌ها، این باور را پیدا کرده‌اید که فرد بی‌صلاحیتی هستید. ممکن است بگویید: من که می‌دانم به نتیجه نمی‌رسم پس چرا خودم را به زحمت بیاندازم؟ یا شاید در مدرسه به سرعت دیگر همکلاسی‌هایتان مطلبی را فرا نگرفته‌اید و به جای اینکه تفسیر کنید راهکار آموزشی شما با آن‌ها متفاوت است به این نتیجه رسیده‌اید که کند ذهن هستید.
چنین باور‌های موجب می‌شوند در آینده نتوانید تصمیمات درستی در مورد شخصیت و توانایی‌هایتان بگیرید. باید به خاطر داشته باشیم که اکثر باور‌های ما بر اساس تجربیاتی هستند که از گذشته در ذهن داریم و آن‌ها را دردآور یا لذتبخش تفسیر کرده‌ایم.
تمام اعمال ما ناشی از باور‌های ما می‌باشند. تمام اعمال ما ناشی از باور‌های آگاهانه یا ناآگاهانه هستند که تداعی‌گر رنج یا لذت هستند. اگر می‌خواهید تغییرات بلندمدت و پایداری در زندگیتان به وجود‌آورید، باید باور‌های محدود‌کننده‌تان را بشناسید و آن‌ها را کنترل کنید.
باور‌ها قدرت سازندگی و تخریب دارند. بشر دارای این توانایی شگفت‌انگیز است که به تجارب زندگیش معنا بخشد و این معنا می‌تواند موجب سازندگی یا تخریب زندگی‌اش شود. هیچ پدیده و رخدادی در جهان نیست که معنای کاملاً مشابهی برای تمامی انسان‌ها داشته باشد. یک نتیجه مشابه می‌تواند برای برخی به معنای پیروزی و پیشرفت و برای عده‌ای دیگر به معنای ناکامی باشد.
باور‌ها دارای این قدرتند که حتی تأثیر دارو‌ها بر بدن را از میان ببرند. اکثر مردم بر این باورند که دارو‌ها شفابخش هستند ولی مطالعات علم جدید روان نژندی مطلبی را که قرن‌ها شک برانگیز بود، مورد بررسی قرار داد. باور‌های ما در مورد بیماری‌ها و درمان‌شان بسیار مهم‌تر از خود درمان است. دکتر هنری بیچر از دانشگاه هاروارد، تحقیقات گسترده‌ای انجام داده است که مشخص می‌کند توجه ما غالباً به تأثیر دارو است، درحالی که باور بیمار در این رابطه تأثیر بسیار دارد.
برای انجام این آزمایش از ۱۰۰ دانشجوی رشته پزشکی خواسته شد تا از داروی جدید استفاده کنند. یکی از این دارو‌ها کپسول قرمز رنگی بود که به عنوان محرکی بسیار قوی و دیگری کپسولی آبی رنگ بود که به عنوان مسکنی بسیار قوی معرفی شد. بدون اینکه دانشجویان مطلع باشند، محتوی این دو کپسول را با یکدیگر عوض کردند؛ کپسول‌های قرمز رنگ داروی مسکن باربیتورات کپسول‌های آبی رنگ حاوی داروی محرک آمفتأمین بودند. اثر این دارو‌ها بر نیمی از دانشجویان مطابق انتظارات آن‌ها بود و درست اثر معکوس در بدنشان ایجاد کرد! به این دانشجویان شبه دارو داده نشده بود؛ از داروی واقعی استفاده کرده بودند، اما باور آن‌ها اثر دارو را در بدنشان تغییر داده بود. دکتر بیچر بعد‌ها اظهار کرد که تأثیر‌پذیری یک دارو نه‌تنها به خواص شیمیایی آن بلکه به باور بیمار در مورد سودمندی و تأثیر‌پذیری آن نیز مرتبط است. نورمن کازینز معتقد است: مصرف دارو همیشه ضروری نیست، آنچه مهم است‌ایمان به تأثیر‌پذیری آن است.
اگر افراد تصورات خیالی‌شان را چنان در ذهن تصور کنند که گویی حقیقی‌اند، می‌توانند به موفقیت دست یابند. دلیلش این است که مغز ما قادر نیست میان آنچه تجسم کرده‌ایم و آنچه جزء تجربیات واقعی‌مان است، تفاوتی قائل شود. سیستـم عصبی ما می‌تواند با به کارگیری قدرت احساسات و تکرار، امور را واقعی در نظر بگیرد، ولو اینکه هنوز اتفاق نیفتاده باشند. به یاد داشته باشید که اطمینان، با خود قدرت به همراه دارد! آندره ژید می‌گوید: باور حقیقی آن است که موجب می‌شود از قدرتم به نحو شایسته‌ای استفاده کنم و قابلیت‌هایم را به مرحله اجرا در آورم.
انسان‌ها غالباً باور‌های محدود‌کننده‌ای در مورد استعداد‌ها و توانمندی‌هایشان دارند از آنجایی که در گذشته موفق نبوده‌اند، معتقدند نمی‌توانند در آینده هم موفق باشند. در نتیجه، به دلیل ترس، تمام توجهشان را به واقع بینی معطوف می‌کنند. اکثر کسانی که مدام می‌گویند: «نباید بلند پروازی کرد»، در ترس و هراس زندگی می‌کنند و وحشت دارند بار دیگر شکست بخورند. آن‌ها باور‌هایی در خود به وجود می‌آورند که موجب می‌شود در هر زمینه‌ای درنگ کنند و تردید به دل راه دهند و از آنجایی که از تمام توان خود استفاده نمی‌کنند به نتایج ارزشمندی دست نمی‌یابند.
رؤیا بافی را جدی بگیرید، می‌توان ادعا کرد تمامی اختراعات، ابداعات، موفقیت‌های ورزشی و علمی، پیش از آنکه در واقعیت رخ دهند، در فضای وسیع ذهن ساخته شده‌اند. من بار‌ها و بار‌ها در همایش‌ها و جلسات گوناگون از شاگردانم خواسته‌ام که هر شب در بستر خواب دقایقی به متن سخنرانی‌شان در مراسم تجلیل از رتبه برتر‌ها فکر کنند؛ استیجی که برای آن‌ها ساخته خواهد شد را به شکلی شفاف تصور کنند و حاضرین در سالن را در مقابل خود ببینند. به من اعتماد کنید! این تکنیک نیروی خارق‌العاده انگیزه را در شما بیدار خواهد کرد. بسیاری از دانش آموزانم می‌گویند پس از انجام این کار خواب از سرشان می‌پرد و با روحی سرشار از انرژی به پشت میز مطالعه برمی‌گردند!
اگر قرار بود در زندگی مرتکب اشتباهی شوید، چقدر خوب بود در تخمین توانایی‌هایتان خطا می‌کردید و آن‌ها را بیش از حد معمول تخمین میزدید (البته تا جایی که به زندگیتان لطمه‌ای وارد نکند). کار دشواری است ولی توانایی انسان بسیار بالاتر از میزانی است که تصورش را می‌کند.
یکی از بزرگترین مشکلات زندگی هر فرد این است که چگونه شکست را تفسیر کند. نحوه برخورد ما با مصائب زندگی سرنوشتمان را شکل می‌دهند. باید به خاطر داشته باشیم که هیچ عاملی بیشتر از نحوه برخورد ما با مشکلات و مصائب، در شکل دهی زندگی تأثیر ندارد. گاهی اوقات شمار رنج‌ها و شکست‌ها به حدی زیاد است که اعتقاد پیدا می‌کنیم هیچ کاری از دستمان ساخته نیست. بعضی‌ها احساس می‌کنند زندگی پوچ است، انسان‌هایی بی‌یار و یاور و بی‌ارزش‌اند و دست به هر کاری بزنند، سرانجام بازنده‌اند. این‌ها باور‌هایی هستند که اگر به دنبال موفقیت هستیم نباید هیچگاه به دنبالشان باشیم.
بسیاری افراد علی رغم مشکلات و موانع بزرگ به موفقیت دست یافته‌اند. تفاوت میان این افراد و آن‌هایی که ناامید می‌شوند، در اعتقاد به پایداری و یا گذرا بودن مشکلات است. افراد موفق به ندرت مشکلی را پایدار می‌دانند، در صورتی که افراد ناموفق کوچکترین مشکل را پایدار می‌دانند.
دومین تفاوت میان افراد برنده و بازنده، باوری است که در مورد فراگیر بودن مشکلات دارند. یک فرد موفق هیچ مشکلی را فراگیر نمی‌داند و معتقد نیست یک مشکل می‌تواند تمامی امور زندگی‌اش را دچار اختلال کند.
باور‌های محدود‌کننده همچون سمی هستند که لحظه به لحظه وارد بدنتان می‌شوند و با گذشت زمان مرگ مهلکی را به بار می‌آورند اما بلافاصله با این سم کشته نمی‌شویم. با پذیرش این باور‌ها، مرگ احساسات و رؤیـا‌های ما آغاز می‌شود، لذا بایـد به هر قیمتی از چنین باور‌هایی اجتناب کرد. به خاطر داشته باشید مادامی که به امری معتقدید، مغزتان به صورت خودکار عمل می‌کند و هرگونه اطلاعات محیط پیرامون را از صافی می‌گذراند و به دنبال مراجعی است که آن باور را مورد تأیید قرار دهند. در این باره ادموند اسپنسر می‌گوید: «ذهن است که خوشی و ناخوشی، خوشبختی و بدبختی، فقر و غنا را رقم می‌زند.»
هر موفقیت شخصی با تغییر در باور آغاز می‌شود. چگونه می‌توان تغییر کرد؟ مؤثرترین راه این است که باور‌های محدود‌کننده قدیمی را با درد و رنج بسیار همراه کنیم. باید در اعماق وجود خود حس کنید که این باور نه تنها در گذشته موجب رنج بسیار شما شده است بلکه در زمان حال نیز شما را می‌آزارد و در نهایت، آینده‌تان را نیز با درد و رنج همراه خواهد کرد. آنگاه باید باور‌های نیرو بخش جدیدتان را با نتایج لذت‌بخشی در نظر بگیریم. این الگوی مهمی است که در ایجاد تغییر در زندگی‌مان آن را بار‌ها مرور خواهیم کرد.
به خاطر داشته باشید هر عملی که انجام می‌دهیم یا به دلیل اجتناب از درد و رنج است و یا به دلیل کسب لذت، اگر بتوانیم رنج فراوانی را به هر امری نسبت دهیم، می‌توانیم آن را تغییر دهیم. اگر بتوانید ناکامی در تحصیل را به رنج‌هایی مانند شرمندگی در مقابل والدین و دوستان گره بزنید و موفقیت در آن را با سربلندی در مقابل اطرافیان پیوند بزنید، تلاش و ازاده‌تان برای ایجاد تغییرات مثبت، دوچندان خواهد شد. بسیاری از شاگردان پسر من، عدم موفقیت در کنکور را با رنج حضور در پادگان‌های نظامی گره می‌زنند و شما نمی‌دانید این ارتباط دهی چه تأثیر شگرفتی بر میزان تلاش و کوشش آن‌ها خواهد داشت.
دومین راه مؤثر ایجاد تغییر، ایجاد تردید است. اگر با خود صادق باشید در میابید عقایدی هستند که در ...

برای مشاهده ادامه مقاله وارد شوید

باقی این مقاله فقط برای دانش‌آموزان و مشاوران ثبت‌نام‌شده در رادیان قابل مشاهده است. برای دیدن باقی مطالب کلیک کنید.

Logo