هدفگذاری
تلاش کردن الزاماً منجر به موفقیت نمیشود! قطعاً میزان تلاشی که به کار میبندیم اهمیت بسیاری دارد اما نباید از اهمیت درست بودن مسیر تلاش غافل شویم. هدفگذاری دقیقاً همان اقدامی است که به تلاشهای ما جهت و معنا میدهد.
تصور کنید تنها بازمانده از سانحه غرق شدن یک کشتی هستید و تک و تنها به یک قایق پناه بردهاید. شروع کنید به پارو زدن! هیچ نوری دیده نمیشود. تا چشم کار میکند آب است و موج و سیاهی. به کدام سو حرکت میکنید؟ جلو؟ عقب؟ چپ یا راست؟ ناگهان نور یک فانوس دریایی توجهتان را به خود جلب میکند. حال به کدام سو پارو میزنید؟ بیشک به سوی فانوس!
هدفها در زندگی نقش فانوس دریایی را ایفا میکنند. تا زمانی که هدف روشن و مشخصی نداشته باشیم، بیآنکه بدانیم چرا به هر سویی حرکت میکنیم و گاهاً مسیرهای رفته را بازمیگردیم. تلاش میکنیم اما مقصد مشخصی برای رسیدن نداریم. در این حالت موفقیتی حاصل نخواهد شد.
درس خواندن نیز مانند پارو زدن در دریا است. همه میگویند تلاش کنید، بخوانید و بنویسید؛ اما این تلاش زمانی معنا پیدا خواهد کرد که هدف مشخصی را برای خود ترسیم کنید؛ در غیر این صورت صرفاً ناامیدانه تقلا خواهید کرد.
مهمترین قاعـده در هدفگذاری این است که بتوانیم خواستههایـمان را بـه شکل دقیـق، واضح و مشـخص بیـان کنیم. بگذارید یک سؤال بپرسم؛ اگر یک غول چراغ جادو داشتید و میتوانستید سه آرزویتان را برآورده کنید، آن آرزوها چه بودند؟ شاید بگویید پول زیاد یا عمر طولانی؛ اما دقیقاً چه مقدار پول؟ چند سال عمر؟ احتمالاً برای پاسخدهی به این سؤالات کمی دچار تردید شوید. هدفها زمانی انگیزهبخش خواهند بود به میزان کافی واضح باشند. شاید از غول چراغ جادویتان موفقیت را طلب کنید؛ اما موفقیت از نگاه شما چه تعریفی دارد؟ چه چیزی موجب میشود احساس موفق بودن کنید؟ کسانی زودتر به هدف میرسند که میدانند چه میخواهند.
در سال ۱۹۵۳ آزمایش جالبی در دانشگاه ییل امریکا انجام شد. این دانشگاه یکی از ویژهترین دانشگاههای جهان است که بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا و همچنین سران دولتی از جمله بیل کلینتون، جورج دبلیو بوش، جان کری و هیلاری کلینتون از این دانشگاه فارغالتحصیل گردیدهاند. در روز فارغ التحصیلی دانشجویان از آنها خواسته شد که اهدافشان را بر روی کاغذ بنویسند؛ تنها ۲۰ درصد از دانشجویان این آزمایش را کامل کردند و درباره اهدافی که به دنبال آن هستند نوشتند و تنها ۳ درصد توانستند اهدافشان را به شکل واضح و روشن بنویسند. پس از ۲۰ سـال یعنی در سـال ۱۹۷۳ از این دانشجویان دعوت شد که به مناسبت بیستمین سال فارغ التحصیلی مجدداً دور هم جمع شوند و در کمال تعجب مشاهده شد که موفقترین افراد حاضر دقیقاً همان ۳ درصدی بودند که میتوانستند اهدافشان را به روشنی ترسیم کنند.
مهمترین عاملی که موجب میشود انسانها از هدفگذاری اجتناب کنند، ترس از شکست است. کودکی را تصور کنید که از راه رفتن میترسد؛ اگر این کودک بر ترس خود غلبه نکند هیچگاه نمیتواند راه رفتن را یاد بگیرد. فراموش نکنید تعریف شکست و موفقیت کاملاً نسبی است و بسته به ذهنیت افراد میتواند کاملاً متفاوت باشد؛ به طوری که گاهاً رخدادی که برای یک فرد شکست محسوب میشود، برای شخصی دیگر پیروزی برشمرده خواهد شد. روزی خبرنگار جوانی از توماس ادیسون پرسید: آقای ادیسون شنیدم برای اختراع لامپ تلاشهای زیادی کردهای، اما موفق نشدهای، چرا پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه میدهی؟ ادیسون با خونسردی جواب میدهد: «ببخشید آقا من ۹۹۹ بار شکست نخوردهام، بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفتهام که لامپ با آن ساخته نمیشود.»
نکته مهم این است که آرزو کردن و هدفگذاری را متمایز بدانیم. رویا پایینتر از هدف است؛ وقتی که شما چیزی را هنوز رویا میپندارید یعنی به داشتن آن باور ندارید. وقتی که به داشتن آن باور نداشته باشید، برایتان بسیار بزرگ دست نیافتنی خواهد بود، اما اگر بر روی باورهای خود کار کرده باشید و بدانید که هیچ رویایی وجود ندارد بلکه این ذهن ماست که به ما میگوید چه چیزی رویاست و چه چیزی هدف، باورهای درست رویایی که در ذهنتان بوده است را تبدیل به هدف میکنید و برای آن گامهای کوچکی را بر میدارید و این گامهای کوچک و البته متوالی موجب میشود که شما در مسیری قرار بگیرید که هدف خود را ترسیم کنید.
تنها وجه اشتراک هدف و آرزو در این است که ما برای رسیدن به هر دوی آنها میل و رغبت داریم. آرزو، خواستهای است که در اولویت ما قرار ندارد! یعنی دوست داریم به آن برسیم اما اصطلاحاً حالش را نداریم برای رسیدن به آن تلاش کنیم، زیرا در اولویت ما نیست. آرزوها، پدیدههای خیالی و انتزاعی هستند و ما برای رسیدن به آنها هیچ نقشهای نداریم و هیچ مقدماتی را آماده نمیکنیم.
اهداف، همان خواستههایی هستند که بر اساس نیاز، وجودشان برای ما ضروری شده است. آن دسته از خواستهها و آرزوهایی که در اولویت قرار میگیرند به اهداف ما تبدیل میشوند. اولویت قرار گرفتن به این معناست که بپذیریم باید برخی امور و یا لذتها را برای رسیدن به اهدافمان قربانی کنیم. دانشآموزی را در نظر بگیرید که میداند استفاده از گوشی موبایل موجب عقب ماندگی درسی او شده است اما حاضر به کنار گذاشتن موبایل نیست؛ این دانشآموز نتوانسته است آرزوی رسیدن به رشتههای برتر را تبدیل به هدف کند؛ چرا که اولویت او تلاش برای پیشرفت تحصیلی نیست.
به صورت سالانه حدود ششصد هزار داوطلب در کنکور تجربی شرکت میکنند که از این تعداد حدود ده هزارنفر در رشتههای پر طرفدار پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی پذیرش میشوند. به جرئت میتوان گفت که اغلب داوطلبان کنکور تجربی با رویای رسیدن به این رشتهها وارد کارزار کنکور میشوند؛ اما چه چیزی موجب متمایز شدن ده هزار نفر برتر با سایر داوطلبان میشود؟ این عامل را میتوان احساس نیاز و تبدیل رویاها به هدف معرفی کرد.
در کنکور ریاضی نیز تقریباً چنین شرایطی حاکم است. به طور تقریبی صد و پنجاه هزار داوطلب در کنکور ریاضی به رقابت میپردازند تا به رشتههای مهندسی روزانه تهران برسند؛ این درحالیست که ظرفیت این رشتهها تنها حدود چهار هزار نفر است.
زمانی که بیش از حالت نرمال به یک خواسته اهمیت دهیم و تمام وقت و انرژی روحی و جسمی خود را برای رسیدن به آن صرف کنیم؛ آن خواسته تبدیل به هدف ما میشود. بسیار مهم است که درک کنید مسیر رسیدن به هدف در اغلب اوقات مسیر آسانی نخواهد بود؛ اهداف همان خواستههایی هستند که برای رسیدن به آنها حاضریم از جان مایه بگذاریم. هدف همان چیزی است که لزوم وجودش در زندگیمان را حس میکنیم و ارزش زیادی برایمان دارد. آرزو کردن به این معناست که چیزی را میخواهیم، اما هدف یعنی چیزی را آنقدر زیاد میخواهیم که حاضریم برای رسیدن به آن برنامه بریزیم و اقدام و تلاش کنیم.
هر دستاوردی ابتدا یک فکر بوده است! زمانی که زیاد به چیزی فکر کنیم، در موردش احساس پیدا خواهیم کرد. وقتی احساسی را زیاد در دلمان نگه داریم، اقداماتی در موردش انجام میدهیم و این اقدامات منجر به کسب نتیجه میشوند. وقتی نتیجه خاصی را بخواهیم، هدف تعیین میکنیم. تعیین هدف یا همان هدفگذاری به معنای جهت دهی به افکار است. اگر افکار و نتیجتاً احساسات ما منجر به اقدام نشوند، صرفاً یک آرزو پدیدار میشود.
شاید درباره قانون جذب چیزهایی به گوشتان خورده باشد؛ قانون جذب در فلسفه اندیشه نوین، باوری است شبهعلمی که طبق آن با تمرکز بر افکار منفی یا مثبت، مردم میتوانند تجربههای مثبت یا منفی را به زندگی خویش و یکدیگر وارد آورند و آن را تجربه کنند. ادعا شده که با تجسم کامل و پرجزییات از آنچه که فرد میخواهد تجسم کند و تمرکز بر آن تصویر، دستهای از رخدادها به وقوع خواهد پیوست که آن دیدگاه را عینیت میبخشد. چارلز هانل در کتابش با عنوان کلید سیستمیِ ارشد میگوید: «شما باید تصویر را کامل و با تمام جزئیات ببینید، با این کار به تدریج راههایی برای متجلی ساختن آن تصویر شکل میگیرند. هر اتفاق به اتفاق دیگری میانجامد. »
باید بپذیریم که مسئولیت رسیدن به هدف بر عهده خودمـان است. دانـشآموزان ناموفق بسیـاری را دیـدهام که دلیـل شکستشان را عواملی غیر از خود معرفی میکنند. این دسته از افراد دچار اختلالی به نام برونسپاری امور هستند. نقطه مقابل این اختلال، درونسپاری امور است؛ این افراد فارغ از اینکه محیط پیرامونشان چه ظرفیتهایی دارد، میکوشند با بهرهگیری از اراده درونیشان مسائل و مشکلات را برطرف کنند. آنها خود را مسئول سرنوشتشان میدانند و شرایط محیطی و دیگران را مسئول ناکامیهایشان نمیدانند. قطعاً شرایط بیرونی و محیطی مناسب نقش بسیار تعیینکنندهای در تحقق اهداف دارند اما نباید فراموش کنیم که تمامی افراد تا حد زیادی این آزادی را دارند که خود را از شرایط محیطی نامناسب برهانند و یا شرایط محیطی را برای خود بهینهسازی کنند. در کنار این موضوع بپذیرید که شرایط دشوار در مسیر کنکور برای تمامی رقبای شما نیز وجود دارد و هیچ رتبه برتری یک مسیر کاملاً بدون چالش را طی نخواهد کرد.
انسانهای هدفمند به دو دسته تقسیم میشوند؛ افرادی که برای اهداف خود تلاش میکنند و کسانی که برای اهداف دیگران میجنگند! اگر هدفهای خودتان را دنبال کنید، وقتی برای تلف کردن نخواهید داشت. اگر هدفهای خودتان را دنبال کنید، وقتی برای انتقاد کردن نخواهید داشت؛ بلکه همواره به دنبال پیدا کردن راهی برای رسیدن به مقصد خواهید بود. کسانی که در خدمت اهداف دیگران هستند، فرمان زندگی خود به دست دیگران دادهاند. اگر میخواهید بدانید اهدافتان برای خودتان هستند و یا از سوی دیگران به شما القا شدهاند از خود چند سؤال کلیدی بپرسید:
۱) چرا پزشکی دانشگاه تهران؟
۲) چرا مهندسی کامپیوتر صنعتی شریف؟
۳) چرا حقوق دانشگاه شهید بهشتی؟
۴) چرا............................................؟
اگر بتوانید در چند سطر به طور واضح به این سؤال پاسخهای قانعکننده دهید، به این معناست که این خواسته از درون شما میجوشد و برخواسته از القاهای بیرونی نیست. سعی کنید دقیقترین پاسخ را بدهید. برای مثال اینکه بگویید چون میخواهم پولدار شوم و یا شرمنده پدر و مادرم نباشم نمیتوانند پاسخهای دقیقی باشند. چرا که راههای بسیاری برای پولدار شدن و افتخار پدر و مادر بودن وجود دارد. سعی کنید پاسخی دهید که منحصراً با رسیدن به آن هدف خاص محقق میشود.
شجاعانه هدفگذاری کنید. از تعیین هدف نهراسید. هدفهای بزرگ، انسان را به حرکت وا میدارند. اگر آرزوهایتان از سطح تصورات دیگران فراتر است، آرزوههایتان را برایشان بازگو نکنید. اینگونه افراد ذوق شما را کور خواهند کرد. تا جای امکان با افراد سطحی نگر و کوته فکر معاشرت نکنید؛ چرا که شهامت خواستن را از شما میگیرند. نمیتوان به طور کامل خود را از سخنان منفی ایزوله کرد؛ رویکردی که میتوان در مواجهه با این سخنان اتخاذ کرد این است که این سخنان را تبدیل به انگیزه کنیم و به دنبال اثبات اشتباه بودن سخنان آنها باشیم.
ویژگیهای هدف
۱) بر اساس علاقه واقعی ما باشد: باید به طور مشـخص بدانیـم که با تحقق هدفمان در چه محیـطی قـرار خواهیـم گرفت و آیا قرارگیری در آن محیط و شرایط میتواند به ما حس خوبی بدهد؟ برای مثال اگر هدفتان قبولی در رشته پزشکی است، آیا علاقهای به کار کردن در محیطهای بیمارستانی و بعضا مواجهه با صحنههای دلخراش دارید؟ آیا میتوانید شیفتهای سنگین کاری را تحمل کنید و یا صرفاً به خاطر تحمیل جامعه به سمت این هدف سوق داده شدهاید؟ به پزشک شدن علاقهمندید؟ یا به پزشک بودن؟!
۲) با واقعیت فعلی ما تطبیق داشته باشد نه ایدهآلمان: باید بپذیرید که نمیتوان راه صد ساله را یک شبه رفت؛ باید صبور باشید و به صورت پلکانی اهدافتان را دنبال کنید. وزنهبرداری را تصور کنید که وزنه ۱۰۰ کیلویی را به دشواری بلند میکند. بیشک این وزنه بردار قادر نخواهد بود طی یک هفته خود را برای وزنه ۲۰۰ کیلویی آماده کنید! اما اگر برنامهریزی کند که هر ماه ۱۰ کیلوگرم به رکوردش بیفزاید، رسیدن به رکورد ۲۰۰ کیلو ممکن خواهد شد. عجول بودن برای رسیدن به اهداف، در اغلب مواقع منجر به ناامیدی خواهد شد، چرا که اهداف در زمانبندی از پیش تعیین شده تحقق نمیابند و فرد دچار دلسردی میشود.
۳) در بازههای ...
برای مشاهده ادامه مقاله وارد شوید
باقی این مقاله فقط برای دانشآموزان و مشاوران ثبتنامشده در رادیان قابل مشاهده است. برای دیدن باقی مطالب کلیک کنید.